خرید بک لینک
ما امروز جاتون خالی رفتیم روستا

از اونجایی که ما امروز تدریس داشتیم اونم درس شیرین تاریخ

هیچی دیگه تا سه صبح براشون مطلب آماده میکردم

الان میگین اوه چه خبره مگه میخوای چکار کنی

قابل توجه شما عرض کنم که بچه های روستا چند پایه هستن

و شما چند چایه رو توی یه کلاس تدریس میکنی

به همین خاطر باید برای پایه دوم هم باید آماده میکردم

هیچی دیگه سه صبح خوابیدم شش و نیم صبح بیدار شدم :(

روز قبل هم امتحان داشتم اصلا نخوابیده بودم

و اصلا حال بیدار شدن نداشتم

ولی چه میشه کرد با اون استاد سخت گیر مجبوری باید میرفتم

راه پیچش هم نداشت :(((((

هیچی دیگه رفتیم

مام زنگ اول و دوم تدریس کردیم از زنگ سوم فقط ورزش کردیم

انقدر باهاشون بازی کردیم خدا میدونه

و کلی خوش گذشت و اینا

و کلا خواب یادم رفت :)

و جای همگی تون خالی ؛ خیلی خوبن اینا آخه :)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 21:50 توسط رهگذر |

برچسب: نویسنده: بهنام مرادیان تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 15:35

صفحه بندی